تبليغاتX
در ستايش ديوانگي !

در ستايش ديوانگي !

آزمودم عقل دورانديش را / بعد ازين ديوانه سازم خويش را

آنچه بر سر ما رفت...

 

  ده مرو، ده مرد را احمق كند            عقل را بي‌نور و بي‌رونق كند

هركه روزي باشد اندر روستا             تا به ماهي عقل او نايد بجا

وآنكه ماهي باشد اندر روستا           روزگاري باشدش جهل و عمي

مثنوي معنوي- دفتر سوم

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم اسفند 1386ساعت 23:22  توسط عليرضا  | 

نوروز در نيستان

 

  گزارش روزنامه‌ي مردم نو را از برنامه‌ي سخنراني دكتر سرامي در موسسه‌ي نيستان، اينجا ببينيد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 15:58  توسط عليرضا  | 

دوست من حمید

 

  بسيار خوشحالم كه دوست شفيق و گرانقدرم حميد هم به جرگه‌ي نويسندگان دنياي مجازي پيوسته. اگر يك هفته‌اي در معرفي وبلاگش تاخير داشتم، هم از شما و هم از شخص حميدجان عذر مي‌خواهم.

  اين هم آدرس وبلاگش با نام «به سوي باران»:      http://youthchallenges.blogfa.com

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 0:32  توسط عليرضا  | 

عنوان ندارد !

 

  ۱- "پايان يك تراﮋدي، مي‌تواند آغاز تراﮋدي ديگري باشد!" اين جمله را نمي‌دانم كسي گفته بود يا همينطور بي‌خودي به ذهنم آمد...

  ۲- امروز در چهارراه آبرسان تبريز به جاي "دختر كبريت فروش"، "پيرمرد كبريت فروش" را ديدم؛ با همان اوصافي كه شنيده يا خوانده‌ايم ...

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت 12:29  توسط عليرضا  |