مهدي سلطاني را يكي- دو سالي بيشتر نيست كه ميشناسم و آنهم عمدتاً به واسطه شركت در جلسات عصر كتاب تاريخ بوده. هميشه به او و گفتهها و نوشتههايش احترام گذاشتهام. هيچوقت فراموش نميكنم روزهايي را كه كسي حاضر به ارائه مطلبي در جلسات نبود و او به ناچار يك تنه بار اداره جلسه و ارائه مطلب و بحث و نقد و ... را بر دوش ميكشيد. تصور هم نميكنم اين كارها برايش سود مادي پيدا يا پنهاني داشته باشد. راستش را بخواهيد گاهي هم آرزو ميكنم كه اي كاش ميشد باز به نوجوانيم بازميگشتم و او معلمم ميبود. حالا اما مهدي سلطاني بدليل شركت در تجمع اعتراضي معلمان (كه بدون خشونت و ... برگزار شد و طبعاً بايستي حق مسلمشان شمرده شود) و ايراد سخنراني در جمع آنان به 3 ماه تعليق از خدمت محكوم شده. البته در اين عقوبت تنها نيست و حميد سليمي دبير كانون صنفي معلمان زنجان هم حكمي مشابه او دريافت كرده است. نميدانم اين عمل عجيب را چه بنامم يا در راستاي كدام سياست بدانم ... !
خبرش را اينجا بخوانيد.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386ساعت 0:32  توسط عليرضا
|
دكتر مرتضي مرديها را غالباً بعنوان روشنفكري متفاوت و منتقد ميشناسيم كه اين تفاوت و نقد، نه تنها شامل گفتمانهاي رسمي و حكومتي ميشود، بلكه در بسياري موارد گفتمانهاي رايج و متداول در محافل و جمعهاي روشنفكري و غير حكومتي را نيز در بر ميگيرد. چهارشنبه گذشته براي اولين بار در جلسه سخنراني ايشان با موضوع «لیبرالیسم» حاضر بودم. گزارش روزنامه مردم نو را از این برنامه اینجا بخوانید.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت 12:59  توسط عليرضا
|
زندگيمان را چون خانهاي براي كسي كه دوست ميداريم ميسازيم، و هنگامي كه ميتوانيم او را سرانجام در آن جاي دهيم نميآيد، سپس برايمان ميميرد و خود زنداني جايي ميشويم كه تنها براي او بود.
(مارسل پروست)
+ نوشته شده در یکشنبه نهم اردیبهشت 1386ساعت 14:28  توسط عليرضا
|
بار آخري كه آمده بودم تبريز، برايتان نوشتم كه حسي لطيف و غريب داشتم. امروز اما برعكس، احساس تنگي نفس ميكنم. نميدانم چرا... اما اول صبح كه رسيدم چيزي نمانده بود تصميم به بازگشت فوري بگيرم.
ضمناً، باز هم مبارك است؛ وبلاگ پندار نيك هم در بعضي شهرها (از جمله زنجان) فيلتر شده. به نظرم آقايان بهتر است تا دير نشده نرمافزار فيلترينگشان را اصلاح كنند.
+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386ساعت 10:5  توسط عليرضا
|
داستان كوتاه « هريسون برگرسون» نوشته «کورت ونه گات» را كه هجويهايست بر عدالتطلبيهاي توهمآميز، اينجا بخوانید.
+ نوشته شده در سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386ساعت 0:58  توسط عليرضا
|
تصوير بالا را كه مربوطست به فاجعهزدگان جنگ در «دارفور» سودان، در شماره جديد روزنامه اعتماد ديدم... نميدانم چه بايد گفت اينجا.
+ نوشته شده در یکشنبه دوم اردیبهشت 1386ساعت 1:21  توسط عليرضا
|