تبليغاتX
در ستايش ديوانگي !

در ستايش ديوانگي !

آزمودم عقل دورانديش را / بعد ازين ديوانه سازم خويش را

تولدي ديگر !

 

   ديروز 25 ساله شدم. درست 365 روز پيش در روزي مشابه اين، نوشتم كه «چه پاي سختي فشرده‌ام...!» آن زمان با خود مي‌انديشيدم كه سال ديگر (يعني امسال) چه ممكن است بر سرم آمده باشد؟ و حالا هم باز همان افكار و انديشه‌ها و دلواپسي‌ها. دوستي گرانقدر ديروز برايم نوشته بود كه در چنين روزهايي انسان هم شاد است و هم غمگين؛ شاد است كه سالي بيشترزيسته، و غمگين است كه سالي ديگر به پايان نزديك شده. و راست هم مي‌‌گفت. و به نظرم بايد به آن مساله چگونه زيستنش را هم افزود. اينكه چطور و چگونه زيسته‌ام و تا چه حد اين زيستنم مفيد و هدفدار بوده است؟

  در هر حال، باز هم سالي ديگر گذشت، و من نمي‌دانم چرا حالي غريب دارم... شايد مشابه همان احوالات مولانا وقتي مي‌سرود:

 

  رو سر بنــه بـه بـالين، تنها مرا رهـــا كن   

  ترك مــن خـــراب شبـگرد مبتلا كـــن

 

  مــاييم و موج سودا، شب تــا بـــه روز تنهــا

  خـواهی بيــا ببخشا، خواهی برو جفا کن !

 

  از مــن گـريز تــا تــو، هــم در بـلا نيفتــی

  بـگزيــن ره سلامـت، تــرك ره بـلا كــن

 

  خيره کشی است ما را، دارد دلی چو خارا

  بکشد، کس‌اش  نگويد: «تدبير خونبها کن» !

 

  بر شاه خوب رويان واجب وفا نباشد

  ای زرد روی عاشق، تو صبر کن ! وفا کن !

 

  دردی است غير مردن، کان را دوا نباشد

  پس من چگونه گويم، کاين درد را دوا کن !

 

  در خواب دوش پيری، در کوی عشق ديدم

  با دست اشارتم کرد، که عزم سوی ما کن !

 

  گر اژدها است بر ره، عشقی است چون زمرد

  از برق اين زمرد، هين دفع اژدها کن !

 

 بس کن که بيخودم من،  ور تو هنر فزايی

 تاريخ بوعلی گو، تنبيه بوالعلا کن !

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم آبان 1385ساعت 11:25  توسط عليرضا  | 


 تعداد سايت‌‏هايي كه در كشور ما فيلتر شده است به تعداد انگشتان دست هم نمي‌‏رسد

  دكتر صمد مومن بالله ، معاون حقوقي و امور مجلس وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات، درگفت و گو با خبرنگار ايلنا، با بيان اين مطلب، اظهارداشت: 9/99 درصد خانواده‌‏ها موافق با فيلتر سايت‌‏هايي هستند كه اساس خانواده‌‏ها را به هم مي‌‏ريزد.

  وي ، با بيان اين كه به استثناي سايت‌‏هايي كه نبايد به آنها اجازه ورود داده شود چون در اساس و بنيان خانواده شكاف ايجاد مي‌‏كند، تصريح كرد: طي يك سال گذشته تعداد بسيار كمي از سايت‌‏ها كه به 10 سايت هم نمي‌‏رسد مسدود شده، زيرا در بعضي از اين سايت‌‏ها به شخصيت‌‏هاي مورد اعتقاد در كشور توهين شده است كه سياست فيلترينگ بر آن‌‏ها اعمال شده است.

  دكتر مومن بالله ، ‏با تاكيد بر اين‌‏كه سايت‌‏هايي كه به اطلاع رساني مي‌‏پردازند هيچ‌‏گاه مسدود نمي‌‏شوند، گفت: در كشورهاي خارجي مواردي كه سايت‌‏ها فيلتر مي‌‏شوند بسيار زياد است، به عنوان مثال اكثر اين كشورها سايت‌‏هاي اسلامي را مسدود مي‌‏كنند.

  وي ، با بيان اين كه مسدود كردن سايت‌‏هاي تخريبي به معناي دشمني با اينترنت نيست، خاطرنشان كرد: ايران از جمله كشورهايي است كه بيشترين حجم ارتباطات با اينترنت را داراست و جوانان و دانشجويان ايراني به مثابه كار علمي تحقيقاتي بسيار از اين تكنولوژي استفاده مي‌‏كنند.

  معاون حقوقي و امور مجلس وزارت ارتباطات ،‌‏ با بيان اين كه حق ما است كه مرزها و محدوديت‌‏ها را حفظ كنيم، تصريح كرد: ممكن است نتوانسته باشيم يك سري از امكانات را در كشور ايجاد كنيم كه براي كل جامعه دسترسي يكسان به وجود آورد، اما در فضاي اطلاع رساني آزادترين كشور هستيم.

  وي‏ افزود: در كشوري كه اقليت‌‏ها در مجلس نماينده دارند و سايت‌‏هاي علمي، اطلاع رساني و فرهنگي، سياسي و اجتماعي به راحتي در دسترس همه افراد قرار مي‌‏گيرد، هيچ محدوديتي وجود ندارد."

 

  متن بالا، عين خبري است كه خبرگزاري كار ايران در خروجي خود منتشر كرده است. راستش هرقدر خواستم از كنار اين مطالب بگذرم، نتوانستم. چند نكته بود كه به تصورم توجه به آنها لازم است:

1-   نمي‌دانم اين آقاي دكتر مومن بالله از كجا و به چه طريقي نظر 9/99 درصد خانواده‌هاي ايراني را جويا شده‌اند كه چنين دقيق نظر مي‌دهند. آنهم در كشوري كه پوشش كاربران اينترنت در آن به 10 يا حداكثر 15 درصد هم نمي‌رسد، چطور چنين درصدي اظهار داشته‌اند كه با فيلترينگ اينترنت موافقند؟ البته امكان هم دارد ايشان به منابعي متصل باشند كه خارج از حيطه دسترسي افراد عادي مانند بنده است !!!

2-   ايشان ادعا كرده‌اند كه در سال گذشته تعداد بسيار كمي از سايتها فيلتر شده‌اند. آنهم سايتهاي غيراخلاقي و همچنين سايتهايي كه به شخصيتها توهين مي‌كنند. نمي‌دانم چرا به خاطر آوردم زماني را كه بدنبال مطلبي در مورد كتاب مشهور ميشل فوكو، يعني "تاريخ جنسيت" مي‌گشتم؛ كه از قضا نه غيراخلاقي است و نه توهيني نسبت به كسي در آن نهفته، بلكه صرفاً بحثي است فلسفي و روانشناختي. اما حدودً نيمي از مواردي كه جستجوگر گوگل برايم يافت، گرفتار فيلترينگ شده بودند. به اينها اضافه كنيد كه اتفاقاً ميشل فوكو زماني انقلاب 1357 ايران را ستايش مي‌كرد و براي گزارشش به ايران هم سفر كرده بود.

3-   خوب است آقاي دكتر نگاهي بيندازند به ليست سايتهاي فيلتر شده، تا ببينند در آزادترين كشور دنيا در زمينه اطلاع رساني، چند سايت و خبرگزاري و ... فقط به صرف همسو نبودن با سياستهاي دولت مسدود شده‌اند. شايد هم منظور ايشان از آزادي و عدم محدوديت، آزادي در بيان همه آن چيزهايي باشد كه به ميل ايشان است، كه طبيعتاً ديگر نامش آزادي نيست.

 

  به قول ناصر خسرو قبادياني:

"سخن بسيار باشد، جراتم نیست       نفس از ترس نتوانم كشيدن"

 

+ نوشته شده در  شنبه بیستم آبان 1385ساعت 12:0  توسط عليرضا  | 

تغيير براي برابري

 

  «كمپين يك ميليون امضاء برای تغيير قوانين تبعيض‌آميز» را اینجا ببینید. راستش پیش‌تر تصور می‌کردم لينكش را در خلال يكي از يادداشتها برايتان آورده باشم. اما حالا ديدم كه پريشانيم بيشتر از آني است كه مي‌پنداشتم...

  در هر صورت اميدوارم بانيان اين حركت خوب و مبارك، همچنان پيگير و پرتلاش و استوار باشند.

 

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم آبان 1385ساعت 18:48  توسط عليرضا  | 

قهرمانان دنياي امروز

 

  ديروز براي چندمين بارفيلم سينمايي «تروآ» را ديدم. اينبار البته نسخه دوبله شده و طبعاً اصلاح شده(!) كه از شبكه دوم سيما پخش مي‌شد. داستان اين جنگ تروآ به خودي خود آنقدر جذاب هست كه از چند هزار سال پيش معروفيت جهاني داشته باشد. به اينها اضافه كنيد جلوه‌هاي ويژه هاليوودي را با بازي ستارگان سينماي جهان كه هوش از سر بيننده هم مي‌ربايد. من اما اينبار نكته‌اي ديگر ديدم در اين فيلم. درست آنجايي كه آشيل پهلوان با قهرمان تروآ، هكتور دلاور مي‌جنگد و او را از پاي درمي‌آورد. با خودم مي‌انديشيدم كه اينان چه جالب قهرمانان دنياي قديم بوده‌اند؛ و چقدر در اين زمانه كمياب و شايد هم ناياب شده‌اند. دلاوري در كنار جوانمردي، گذشت، شجاعت، از خودگذشتگي و ... . امروزه اما قهرمانان چنين نيستند. داشتم به همين فكر مي‌كردم كه قهرماني شبيه به نمونه‌هاي امروزي در فيلم خود را نشان داد. «اوديسه» يا «اوديسيوس» را شايد بتوان نمادي از قهرمانان امروزين دانست. او به هر حيله‌اي بود خود به داخل تروآ رساند و بعد آنجا را با خاك يكسان كرد تا ريشه فتنه را يك بار براي هميشه بخشكاند. مثل امروز كه ديگر امثال چگوارا و كاسترو و عبد‌الناصر و حتي گاندي جلوه‌اي ندارند. و چه بسا عنوان «تروريست» هم بگيرند. دنياي امروز قهرانان خود را دارد. از «بوش» گرفته تا «پوتين» و «بلر». حتي «واسلاو هاول» و «نلسون ماندلا» هم اندك اندك به فراموشي سپرده مي‌شوند. صداي سيد محمد خاتمي هم كه در ميانه غوغا و هياهو گم مي‌شود. گرچه او اين روزها راحت‌تر و دقيقتر از پيش سخن مي‌گويد.

  القصه،‌ به قول آن شاعر دلسوخته معاصرمان، «باز ما مانديم و شهر بي‌تپش»...

  يك خبر را هم بدهم و تمامش كنم:

بيستمين جلسه عصر كتاب تاريخ به بررسي و نقد كتاب «جهان ايراني و ايران جهاني» نوشته دكتر محسن ثلاثي اختصاص دارد. دوستداران كتاب و فرهنگ و انديشه مي‌توانند در اين برنامه كه روز چهارشنبه 10 آبان 1385 ، ساعت 17:30 در محل كتابخانه سهروردي زنجان برگزار مي‌شود شركت كنند. من به شخصه اين كتاب را چندان جالب نيافتم؛ اما به باورم بحثهاي حول محور‌هاي اين كتاب مي‌توانند جالب و مفيد باشند.

  زياده جسارت است....

 

+ نوشته شده در  جمعه پنجم آبان 1385ساعت 13:31  توسط عليرضا  | 

بلاهت و حماقت...

 

  چند دقيقه‌اي بيشتر نمي‌گذرد از وقتي كه خبر مصوبه هيات دولت را درباره تعطيلي روزهاي چهارشنبه و پنجشنبه (3و4 آبان) شنيده‌ام. بر خلاف آن دوراني كه محصل يا دانشجو بوديم و اينگونه اخبار را با رغبت و لذت و شادي فراوان پذيرا مي‌شديم؛ اكنون بيشتر نگران و حتي ناراحت شدم. ديدم كه چقدر كارهايم براي اين دو روز مانده‌ بود كه حالا موكول مي‌شوند به هفته آينده. ضمن آنكه با خود نيز مي‌انديشيدم كه چطور اين تعطيلي 4 روزه هزينه‌هايي كلان را به مملكت تحميل خواهد كرد. از آن سو هم كه بنگريم، خبر اين تعطيلي (حال به هر دليل ) خيلي دير منتشر شد و كم زماني مانده براي برنامه‌ريزي فرضاً يك سفر تفريحي. راستش به ياد آن ماجراي تغيير ساعتها در ابتداي بهار افتادم كه اگر اشتباه نكنم، درست روز 29 اسفند با مصوبه هيات دولت لغو شد و منهم خجل، كه پيشتر ساعتم را جلو كشيده بودم !

  اما ديروز نوشته‌اي ديدم در سايت روزآنلاين از سيد ابراهيم نبوي كه بد نيست شما هم بينيدش. چرا كه با آنچه در ابتداي نوشته‌ام آوردم چندان بي‌ربط نمي‌نمايد. متن را با اندكي حك و تعديل مي‌آورم براي آنها كه سايت روز‌آنلاين دسترسي نداشته‌اند.

 

 

حاجی ادیسون در تبریز

سيد ابراهيم نبوي

  یک مخترع ایرانی که در تبریز زندگی می کند و درس می خواند، ضمن زدن مشت محکم به دهان همه مخترعین و مکتشفین جهان، و با ریختن آب پاکی روی دست کلیه تاریخ علم و صنعت و بخصوص هوانوردی، اطلاعات عجیبی را توسط خودش در اینترنت منتشر کرده است که این اطلاعات چون نیازمند توضیح است، موارد زیر بعرض می رسد.

  بنا به گزارش خبرگزاری انتخاب، رضا کهولی مخترع برگزيده ايران در سال 2005 ميلادي گفت: « اولين وسيله نقليه مسافت كوتاه جهان را به عنوان دومين اختراع خود در زمينه هوافضا بزودي در جشنواره لندن ارايه مي‌كند»

  توضیح اول: رضا جان، مخترع برگزیده سال 2005 میلادی نشده است، بلکه در یک نمایشگاه نوآوری های جهانی، در کنار چهل نفر دیگر، که ده دوازده نفر آنها مالزیایی و کویتی و بوسنیایی و غیره بودند، یکی از جوایز را گرفته است و جایزه اول را هم یک فرانسوی گرفته است.

  توضیح دوم: اولین وسیله نقلیه مسافت کوتاه جهان، به اسم فرقون سالها قبل اختراع شده است.

  توضیح سوم: اولین نقلیه مسافت کوتاه هوا فضای جهان هم به نام هلی کوپتر، دهها سال قبل اختراع شده است.

  توضیح سوم: معلوم نیست این جشنواره لندن چیست و چه اعتباری دارد و اصولا چه اهمیتی دارد؟

  به گزارش خبرگزاری «انتخاب» به نقل از قدس، رضا كهولي در جمع خبرنگاران افزود: اين اختراع يك وسيله نقليه هوايي است كه در ساخت آن از اصول پروازي بالن، تكنولوژي هواپيما و كشتي موسوم به (A.B.SAIRCRAFT + BALLON + SHIP) استفاده شده است*.

  توضیح چهارم: این اختراع که با فعل « شده است» در مورد آن حرف زده شده، اختراعی است که هنوز نه به بار است و نه به دار، یعنی احتمالا اگر رضا جان امکانات کافی داشته شود، ممکن است در آینده یک اختراعی توسط وی انجام شود که در صورت موفقیت ممکن است این هواپیما در جشنواره لندن، که معلوم نیست وجود دارد یا نه، عرضه شود یا تا دو ماه بعد مثل سایر اکتشافاتی که توسط سایت ها اعلام می شود، معلوم شود کل ماجرا چیزی نيست.

  توضیح پنجم: اصولا برای پرواز سه تکنولوژی بیشتر وجود ندارد، یا هواپیما، یا ایرکرافت و یا بالون، و طبیعی است که هر جوانی که به فکر پرواز می افتد تلاش می کند از یکی از این سه راه استفاده کند. ضمنا تمام نامهایی که در پرانتز نوشته شده است، همان نامهایی است که به فارسی در بیرون پرانتز نوشته شده است. به همین دلیل به بینندگان هشدار داده می شود که اصلا از این اسامی خارجی نترسند، چون موضوع خطرناکی در میان نیست.

  رضا کهولی، ادیسون امت حزب الله اضافه كرد: اين وسيله 20 متر طول و يك هزار كيلومتر سرعت دارد و قادر به حمل حداقل 20 نفر مسافر و حداكثر 200 نفر را دارد، ضمن آن كه وزن آن در حالت خالي 2300 كيلوگرم بوده و قادر به حمل 4220 كيلوگرم است.

  توضیح ششم: معلوم نیست وسیله ای که قرار است اولین وسیله نقلیه مسافت کوتاه جهان باشد، چرا با هزار کیلومتر سرعت می رود؟ و چرا تا این حد ظرفیت آن مشخص و دقیق است، مثلا بین 20 تا 200 مسافر حمل می کند. و ضمنا توانایی حمل 2000 کیلو بار دارد، یعنی مسافران حق ندارند بیش از ده کیلو وزن داشته باشند.

  به گفته كهولي كاربرد هواپيما، ويژه كودپاشي زمينهاي كشاورزي، حمل و نقل يگانها در زمان جنگ و يا حمل و نقل به هنگام بروز سوانح و همچنين سفرهاي تفريحي است.

  توضیح هفتم: شاید یکی از مهم ترین جنبه های این اختراع، همه جانبه بودن آن است. مثلا از این هواپیما برای کودپاشی زمین های کشاورزی می توان استفاده کرد. طبیعتا وقتی هواپیمایی توانایی حمل کود کشاورزی را داشته باشد، به عنوان هواپیمای تشریفاتی برای حمل و نقل رئیس جمهور و حتی پاشیدن وی در زمینهای کشاورزی هم کاربرد خواهد داشت. اما معلوم نیست چرا از هواپیمایی که برای حمل کود، یگانهای جنگی، آسیب دیدگان سوانح و غیره می توان استفاده کرد، چرا برای حمل مسافر نمی توان از آن استفاده کرد؟

  رضا کهولی گفت: وجود بالنها و موتورها در اين وسيله نقليه، احتمال خطر سقوط را به حداقل كاهش مي دهد.

  توضیح هشتم: این اختراع برتر یکی از مشکلات بزرگ هوا- فضا را در جهان از بین برده است. چون در این هواپیما موتور وجود دارد و همین موتور باعث می شود که هواپیما سقوط نکند، و این اولین باری است که در یک هواپیما از موتور استفاده می شود.

  رضا کهولی گفت: وسيله نقليه هوايي اختراع شده وي، فروردين ماه سال آينده در تبريز به پرواز در مي آيد. وی گفت: محاسبات و مطالعات اين اختراع انجام گرفته و مدل پروازي آن تا دو ماه ديگر آماده مي شود.

  توضیح نهم: برای دقت بیشتر در توضیحات رضا جان، مخترع جوان، به این نکات دقت کنید که با توجه به اینکه دقت زیادی در طراحی این هواپیما انجام گرفته است و بیش از شش ماه تحقیق شده است( معمولا این کار را شرکت های هواپیمایی معتبر چون وقت اضافی دارند، در شش سال می کنند.) مدل پروازی هم که در همه موسسات معتبر در دو سال آماده می شود، قرار است در دوماه ساخته شود.( مخترع مذکور قول داده است که از صبح زود از خواب بیدار شود و در تمام مدت ساخت مدل هواپیما وضو داشته باشد و وضوی او نیز باطل نشود که مدل هواپیما دقیقا با اهداف جمهوری اسلامی ساخته شود). کار تولید این هواپیما هم که معمولا در یک کارخانه عظیم در مدت دو سال انجام می شود، در تبریز در دو ماه انجام خواهد شد. ( به نظر شما این همه عجله برای چیست، ما که هنوز وقت داریم؟)

]...[

  خاطرنشان مي شود، رضا كهولي در سال 2005 با ارايه طرح جديد در زمينه باروري ابرها شگفتي جهان را برانگيخت و به عنوان برترين مخترع جهان در اين سال انتخاب شد. وي با وجود دريافت پيشنهادهاي تحصيل در برترين دانشگاههاي جهان ترجيح داد كه در دانشگاه تبريز در رشته مكانيك ادامه تحصيل دهد.

  توضیح یازدهم: چنانکه گفته شد، رضا کهولی در سال 2005 به عنوان مخترع برتر جهان انتخاب نشد، بلکه گمان می رود که چون ایشان یکی از چهل و هشت نفری بود که به عنوان افراد برتر در یک نمایشگاه در اروپا یک جایزه گرفته است، احتمالا ایشان در خانواده گفته است که من مخترع برتر جهان شدم و یکی از اعضای فامیل این خبر را به وب سایت انتخاب داده است.

  توضیح دوازدهم: با توجه به اینکه رضاجان، این مخترع جوان تازه هجده سال دارد و کسی که تازه هجده سال دارد، احتمالا چند ماه قبل وارد دانشگاه شده است، بنا براین دانشگاههای جهان وقت نداشتند که به وی پیشنهاد تحصیل بدهند، اما احتمال دارد که در صورت اختراع این هواپیما تا فروردین سال آینده وی بتواند با همین هواپیما به یکی از دانشگاههای برتر جهان برود و در آن ادامه تحصیل دهد.

  وب سایت انتخاب نوشت: این مخترع در حال حاضر 18 سال سن دارد در طول دوران تحصيلي خود از زمان نوجواني توانسته است نزديك به 16 اختراع ارايه كند.

  توضیح سیزدهم: علت اصلی اظهارات مخترع جوان فعلا به این شرح اعلام می شود. وی هجده سال دارد و هنوز نمی داند که دنیا جای بزرگی است و اگر آدم حرف هایی بزند که بعدا معلوم شود درست نیست، ممکن است خیلی بد بشود.

  توضیح برای آینده: با توجه به اینکه هر دوسه ماهی یک جوان در کشورمان از این ادعاها می کند و لازم است که ما مواظب باشیم که جوانان دیگر احساس تحقیر و بدبختی نکنند، لذا من تا فروردین که هواپیمای مذکور پروازش را آغاز می کند، منتظر می مانم تا بقیه داستان را روایت کنم.

 

  اگر درست به خاطر داشته باشم، داريوش هخامنشي در كتيبه‌اي به درگاه خداوندگارش دعا كرده بود كه كشور و مردمش را از سه بلا دور بدارد: دروغ، خشكسالي و لشكريان دشمن. به تصورم اگر مرحوم داريوش به روزگار ما مي‌زيست و مرام و منش و شيوه‌هاي تصميم‌گيريمان را مي‌ديد، لابد از اهورايش مي‌خواست كه ما را از دو بلاي خانمانسوز نگهدار باشد: «بلاهت و حماقت»...!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم آبان 1385ساعت 0:0  توسط عليرضا  |