تبليغاتX
در ستايش ديوانگي !

در ستايش ديوانگي !

آزمودم عقل دورانديش را / بعد ازين ديوانه سازم خويش را

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم فروردین 1385ساعت 13:49  توسط عليرضا  | 

سال نو

 

«یک مقدمه بگویم قبل از مطلب اصلی، و آن اینکه سفری برایم پیش آمد وبین تحریر این نوشتار و روزهای اول عید اندکی فاصله افتاد. میبخشید.»

نوروز

  خیلی با خودم جنگیدم تا بتوانم این بهاریه را بنویسم. می خواستم مطابق عرف و رسم رایج از طراوت و شادی و خرمی بهار بگویم؛ اما منصرف شدم. چرا که دیدم بسیارند آنانی که زندگی می کنند بدون عیدی که ما می شناسیم. ولی؛ چرا! آنها هم عیدی دارند. اگر خودشان هم چنین ادعایی کنند، دروغ می گویند یا اشتباه می پندارند. به گمانم ناممکن باشد که کسی در این جهان زندگی کند و نو شدن زمین و زمان و هستی را درنیابد.

  به هرحال، این نوروز فرخنده و فرارسیدن بهار سرسبز و خرم را تبریک می گویم:

به تمام دوستان گرانقدری که این دفتر را مطالعه کرده و گاه نیز نظراتشان را بر حاشیه اش نگاشته اند.

به تمام آنهایی که هستیشان را گرو آزادی و حقیقت گزارده اند.

به آن پدران و مادرانی که سختی های روزگار امانشان نمی دهد تا عیدی فرزندانشان را تهیه کنند.

به خانواده هایی که تحویل سال را منتظر ماندند تا عزیزشان از در آید... اما انتظارشان بی حاصل ماند.

به دختران و پسران عاشقی که نتوانستند حتی شاخه گلی به آنکه دوستش دارند هدیه دهند.

به ...

 

  نوروز بر همه شما مبارک باد...

 

 (علیرضا)

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم فروردین 1385ساعت 17:37  توسط عليرضا  |